Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

 

« بسم الله الرحمن الرحيم »

  ارتباط با

مينايی دات کام

صفحه اصلی   |  لينکها     فيلمها   |   عکسها   |   درباره   |   مقالات  |  موزيک

« اشک بلبلک»

یکی بود یکی نبود

زیر گنبد کبود

حزین تر از غم غروب

بلبلکی نشسته بود

بلبلک زار میزد

ناله و فریاد میزد

توی کنج خرابه

از همه چیزحرف میزد

نمی خواد بیاد بابام

نميخواد دست بکشه روی پرام

یه دفعه اومد عقاب

با خودش آورده بود یه ظرف آب

اولش با چنگالاش زد تو پراش

بعدشم ظرف آبو گذاشت رو پاش

بلبلک ظرف ابو نیگا کرد

با پراش اشک چشاشو پاک کرد

اونچه که دید بابا بود

سرش اما جدا بود

بلبلک روی باباش رو پاک کرد

مدتی فقط بهش نیگا کرد

بعدشم با سوز و آه صدا کرد

کاشکی میشد نگام کنی

اشک چشامو پاک کنی

خشکیده لبام بابا

خار تو پاهام بابا

بی تو میمیرم بابا

خون شده دلم بابا

نخلا خمیدن

چون سرت دیدن

بابا جون منو ببر

خسته شدم از این سفر

خورشید خانم غروب کرد

آسمونم خضوع کرد

آسمون شد سیاه رنگ

خون چکید از زیر سنگ

بلبلک روی زمین افتاده بود

به آرزوش رسیده بود

حالا اون روز که میشه

بلبلا داد می زنن

ناله و فریاد می زنن

همگی با سوز و آه

به یاد اون زار میزنن

 

 

 

                                                                  شاعر: زهرا مينايی   z_mar_plot@yahoo.com 

 

بالا