|
گفتوگو با سناتور سابق آمريكايي
در جامعه آمريكا، گروههايي از يهوديان زندگي ميكنند كه
همه آنها در دولت اين كشور نفوذ بسياري دارند. برخي از اين گروهها به
دليل اينكه جنگ آمريكا عليه عراق به نوعي به نفع اسراييل هم بود، از جنگ
حمايت كردند، اما گروه ديگري از اين يهوديان، از آنجايي كه با رژيم
اسراييل مخالفند، از جنگ آمريكا عليه عراق حمايت نكردند. راديو انگليسي
برونمرزي براي مشخص شدن ميزان حمايت يهوديان آمريكا از جنگ عليه عراق و
روشن شدن ابعاد اين مسأله، مصاحبهاي را با «پيتر مك كلاسي»، عضو سابق
مجلس نمايندگان آمريكا از ايالت كاليفرنيا انجام داده كه نظر شما را به
آن جلب ميكنيم.
u
آيا يهوديان آمريكايي در خصوص جنگ عليه عراق، نظريه واحدي
دارند يا اينكه اختلاف نظراتي نيز در ميان آنها ديده ميشود؟
v
در جامعه يهوديان آمريكا در اينباره اختلاف نظر وجود
دارد، ولي بيشتر آنها موافق جنگاند. همانطوري كه ميدانيد، اكثر
يهوديان آمريكا از طرفداران پر و پاقرص اسراييل هستند و حتي آنهايي كه
خود را ليبرال ميدانند، از اسراييل حمايت كرده و از آنجايي كه تصور
ميكنند جنگ عراق به نفع اسراييل هم هست از آن حمايت ميكنند.
u
آيا تنها دليل حمايت يهوديان آمريكا از جنگ، حمايت از
اسراييل است و يا اينكه دلايل ديگري نيز دارد؟
v
اخبار رسانههاي آمريكايي، در راستاي ادامه جنگ است و
صحبتي در مورد مضرات و عواقب سياسي و اقتصادي آن نميشود. مثلا تصويري كه
رسانههاي آمريكايي در زمان شروع جنگ از اسراي جنگي عراق پخش ميكردند،
با آن چيزي كه از رسانههاي كشورهاي ديگر به ويژه آسيايي پخش ميشد،
كاملا متفاوت بود.
زماني كه
رسانههاي آمريكايي، اسراي جنگي عراق را نشان ميدادند، مردم تصور
ميكردند كه بهترين رفتار با آنها ميشود، در صورتي كه زماني كه تصوير
اسراي عراقي را در رسانههاي اروپايي ميديدند، متوجه ميشدند كه چشمان
آنها بسته است. دستشان از پشت بسته شده است و شكنجه ميشوند.
بنابراين
دليل ديگر حمايت يهوديان آمريكا از جنگ عليه عراق، يكسويه بودن پيام از
سوي رسانههاي آمريكايي است.
u
از ميان چهار گروه يهودي در آمريكا، محافظهكاران،
اصلاحطلبان، ارتدكس و آن دسته كه خواهان بازسازي و دگرگوني هستند، كدام
يك بيشترين حمايت را از جنگ ميكنند و كدام يك بيشترين مخالفت را؟
v
در هر يك از اين گروهها اختلاف نظراتي وجود دارد، اما
ارتدكسها ـ كه تعداد آنها در بركلي كاليفرنيا و بيتالمقدس نيز بسيار
است ـ مخالفت شديدي، نه تنها با جنگ بلكه با خود اسراييل دارند.
آنها
ميگويند كه اسراييل، نخستين كشور يهودي نيست بلكه اسراييل اولين كشور
ضديهودي است، چرا كه معتقدند، تنها خداوند بايد به آنها اجازه بدهد كه
سرزميني را به خود اختصاص دهند و باور دارند كه تمامي مشكلات آنها به
خاطر سياستهاي كفرآميز اسراييل است.
به نظر من
محافظهكاران بيشترين حاميان جنگ را در بين خود دارند.
u
موضع يهوديان آمريكايي را در قبال جنگ نسبت به موضع
مسيحيهاي آمريكايي، چگونه مقايسه ميكنيد؟
v
مجددا بايد بگويم كه در ميان مسيحيها نيز افرادي هستند
كه موافق جنگاند و افرادي نيز مخالف جنگ، اما بايد اين نكته را مد نظر
داشت كه از پروپاقرصترين طرفداران جنگ، برخي از مسيحيها هستند كه روابط
نزديكي با بوش و حتي اسراييل دارند.
افرادي مثل
«پت رابرتسون» و «جري فالول» ـ كه در تلويزيون نيز بسيار ظاهر ميشوند ـ
از طرفداران و حاميان پرو پا قرص اسراييل و جنگ هستند.
در ميان
كاتوليكهاي مسيحي نيز منتقدان زيادي هستند كه با جنگ و سياستهاي آمريكا
مخالفند و يكي از عوامل ادامه مخالفتها با جنگ، طولاني شدن آن و
پيامدهاي منفي آن است.
دولتمردان
آمريكايي ادعا ميكنند كه حمله به عراق به خاطر خلع سلاح كردن آن و
جلوگيري از عمليات تروريستي و ادامه همكاري عراق با بنلادن بوده است،
ولي هماكنون برخي از مسيحيها اين مسائل را از دولت بوش ميپرسند و
خواهان مدارك هستند و از وي انتقاد ميكنند.
u
تأثير جنگ عليه عراق بر درگيري بين فلسطينيان و
اسراييليها چه بوده است؟
v
پس از حوادث 11 سپتامبر، آمريكا تدابير بسياري را مثلا
براي امنيت و حفاظت از مردم آمريكا اتخاذ و سختگيريهايي را بر اعراب و
مسلمانان اعمال كرد و به تبع آن چراغ سبزي را به اسراييل نشان داد و
اسراييل نيز فشار خود را بر فلسطينيان بيشتر كرد.
u
نظر خودتان در خصوص ادامه جنگ چيست و پيامد آن چه چيزهايي
ميتواند باشد.
v
اين جنگ، يك جنگ غيرقانوني و يكطرفه است كه بسياري از
كشورها نيز آن را محكوم كردهاند و مردم نيز مخالفت شديد خود را نشان
دادهاند. نمونه بارز آن تظاهرات عظيمي است كه در آمريكا برگزار شد و در
طول تاريخ آمريكا بيسابقه بوده است.
اگر اين جنگ
ادامه پيدا كند و آمريكاييهاي بيشتري كشته شوند، آنگاه فشار مردم آمريكا
همچون جنگ ويتنام، افزايش خواهد يافت و دولت مجبور به عقبنشيني خواهد
شد. عواقب منفي آن نيز كشته شدن نيروهاي آمريكايي، بحران شديد اقتصادي و
به تبع آن بالا رفتن نرخ بيكاري، ورشكسته شدن شركتها و كاهش خدمات
اجتماعي است كه فشار آن بر مردم وارد ميشود.
|