|
«
اشک
»
مادر خوب
و مهربون
…………
كجا ميري ؟ كجا ميري ؟
منم ببر
پيش خودت
……………
كجا ميري ؟ كجا ميري ؟
چرا فتاده
اي زمين
……………
چه كس به تو سيلي زده؟
مگر نمي
دانند تو را……….
…
رسول الله بوسه زده
مادر
خوب و مهربون
…………
منم ببر منم ببر
اگر به
خاطر حسين
……………
نبود منم مي اومدم
يه روز
صدام زدي گفتي
…….
بيا وصيتي دارم
گفتي
حسينتو زينب
…………
تنها نذار تنها نذار
يه روز مي
شه تو شاهد………سرخي
آسمون مي شي
سر حسينتو
زينب
…………
روي ني ها مي چرخونند
يه روز مي
شه توي يه شهر
…...
سنگها به سوي تو مي يان
يه روز مي
شه مردم شهر
……
به گريه هات شادي كنند
يه روز مي
شه حسين من
……….
تو كربلا شهيد مي شه
يه روز
گفتي زينب بيا
…………..
اين يه كفن براي تو
اينم براي
من باشه
……..……….
اينم مال بابات علي
اينم مال
داداش حسن…………
اينم مال داداش حسن
گفتم مال
حسينم كو ؟
…………..
گفتي حسين (ع) بي كفنه
لباس دادي
گفتي زينب
………
تو كربلا بده حسين (ع)
گفتم چرا
گفتي مي خوام
……….
تو كربلا عريان نشه
شاعر : مجنونُ الحسين (ع)
بالا |